آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

بابای او کجا و مردی که سر ندارد/ زهرا توقع همدانی
ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، دفاع مقدس ، شعر اجتماعی

صد بار گفته بودی: "سارا پدر ندارد
از آسمان هفتم اصلا خبر ندارد"
سارا نگاه خیسش بر آسمان نشسته
بر شیشه ها نوشته سارا که پر ندارد
هر روز گفته با خود: بابای من می آید
بـابا پریـده اما سارا خبـر ندارد
بر دفترش نوشتی: بابات مرده سارا
او گفت جمله تو ربطی به پـر ندارد
" بابای مــُرده"را او "بابای مَــرده" خوانده
آخر کلاس اول زیر و زبر ندارد
بابا پریده امشب باور نکرده سارا
بابای او کجا و مردی که سر ندارد

زهرا توقع همدانی