گل می‌دهم به بوی بهاری که می‌رسد

چشمم به در به دیدن یاری که می‌رسد

تکرار می‌شود غزل انتظار من‌

هرشب به نامه آینه‌داری که می‌رسد

بغض هزار پنجره را اشک می‌شوم‌

در تار و پود نغمه تاری که می‌رسد

فردا تبی دوباره به خورشید می‌دهد

از آسمان تیره شراری که می‌رسد

روشن ز آیه‌های خدا می‌شود زمین‌

در برق ذوالفقار سواری که می‌رسد

محبوبه بزم آرا