آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

امید ما به همین چیز... هان دموکراسی ست/سید محمد رضا شرافت
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: غزل ، شعر طنز

زمان زمانه ی جبران خیل مافات است
برای او که امیدش به انتخابات است

سوار بنز قدیمش شده ست بالاجبار
که چند هفته فقط کار او مراعات است

همیشه بوده قرق درب خانه اش اکنون
به هر درش که زنی  دست باب حاجات است

و از درون جکوزیش میکند فریاد
شعار بنده برای همه مساوات است

خلاصه اینکه به هر شیوه رای می آرد
به چند حرکت ساده رقیب او مات است

نگاه چپ نکنی ها حسن خطر دارد
که او رییس شده جزیی از مهمات است

پس از گرفتن رای آنچه می کند ایشان
برای توده مردم فقط مباهات است

گمان کنم جهت حل مشکل مسکن
همیشه مضطرب بورس آهن آلات است

دگر عموم جوانان ما سرکارند
ز بس که حرف و عمل هاش در منافات است

خودش اضافه و فامیل هم اضافه شدند
که این تتابع ناجوری از اضافات است

چنان گشاده نشسته درون بیت المال
گمان کنم که گمان کرده بیت خالات است

امید ما به همین چیز...هان دموکراسی ست
اگر چه گاه چنین باعث مکافات است

سید محمد رضا شرافت