آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

هرکسی را خوب می دیدم گدای شعر بود/ محسن جلالی فراهانی
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: غزل ، محسن جلالی فراهانی

هرچه می دیدم، نمی دیدم، برای شعر بود
ارتباطی خالصانه با خدای شعر بود

سرپناهم بعد هرروز پر از آشفتگی
کلبه ای در کوچه و پس کوچه های شعر بود

چشم هایم را که از نو می گشودم روی شهر
هرکسی را خوب می دیدم گدای شعر بود

اتفاق دیگر آن روزها این بود که:
آرزوهایم بکلی لابلای شعر بود

مرهم زخم تنم در آنهمه بیچارگی
شهد شیرین شفابخش ندای شعر بود

هیچ چیزی از خودم در این خراب آباد نیست
آنچه را هم که خدا داد از دعای شعر بود

خواستم خالی شوم فریاد گرمی گفت: نه
آشنا بود آن صدا، آری صدای شعر بود

محسن جلالی فراهانی