آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

با یال اسب های رها در باد، بوی جنون زلف تو می آید/ خدیجه رحیمی
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انتظار ، خدیجه رحیمی

توفان ِ بی ملاحظه در راه است، فردا بلوطِ پیر چه خواهد کرد؟
باد زبان نفهم غضب آلود، با بید سر به زیر چه خواهد کرد؟

آن روزها ردیف صنوبرها، در گیج گاه جاده امیدی بود
فردا که رد هیچ درختی نیست، گم کرده ی مسیر چه خواهد کرد؟

فانوس های سرخ ترک خورده در باغِ مه گرفته تماشایی است
با این چراغ های اناری رنگ، باد بهانه گیر چه خواهد کرد؟

این تکه سنگِ از همه جا مانده، بیهوده در مدار نمی چرخد
گیرم هزار سال دگر اما، با روز ناگزیر چه خواهد کرد؟

روزی که کوه ها بدود در باد، بارانی از ستاره فرو ریزد
در رقص خاک و صاعقه و آتش، در بهت آن کویر چه خواهد کرد؟

با یال اسب های رها در باد، بوی جنون  زلف تو می آید
در التهاب سرخ نفس هایت، این جاده -این مسیر- چه خواهد کرد؟

شاعر به سمت جاده نگاهی کرد، غیر از صدای باد صدایی نیست
تو نیستی و شاعر دردآلود با این غم خطیر چه خواهد کرد؟!

خدیجه رحیمی

شعرخوانی در محضر رهبر حکیم انقلاب- رمضان 1390