آیات غمزه

دفتر شعر مجازی؛ بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

وقتی تمام مرثیه ها کـــــم می آورند/ علی ‌محمد مودب
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: غزل ، علی ‌محمد مودب ، شعر عاشورایی

بر سفره تو هرچه که ماتـــم می آورند
در هفت خوان صابری ات کـم می آورند

دل داده ای به منطق نازک تــرین خیال
هر قــــــدر هم دلایل محکم می آورند

پرونده شکفته زخـــــــــــــم مدینه را
لب هات در دو صفحه فراهم می آورند

تو خیمه گاه ســـــــوخته قلب زینبی
انفاس تو هوای محـــــــــرم می آورند

رزمنده ای و تا خود معـــــــراج زخمها
یک ریــــــز در مصاف تو آدم می آورند

بر دوش چشمهای تو حتی هنوز هـم
مجروح از خطوط مقـــــــدم می آورند

حالا فرشته ها به حسینیه دلـــــــم
از زینبیه روزه مریــــــم می آورنــــــد

تا در سکوت روضه چشمت به پا شود
وقتی تمام مرثیه ها کـــــم می آورند

 علی ‌محمد مودب


 
از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک/ سید محمد مهدی شفیعی
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سید محمد مهدی شفیعی ، غزل ، شعر انقلاب اسلامی

سهم تو از بهار اگر غم شود چه باک؟!
چشمت اگر که چشمه ی شبنم شود چه باک؟!

ای خاک! ریشه های تو با خون عجین شده ست
سهم ات اگر که خون دمادم شود چه باک؟!

از تو هزار سیل خروشان گذشته است
حالا اگر که بارش نم نم شود چه باک؟!

دست تبر رسید و درختی بریده شد
از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک؟!

با مستی شراب نه، با تلخی اش خوشیم
پیمانه ها تمام اگر سم شود چه باک؟!

شهری که گوشه گوشه ی آن مجلس عزاست
یکسر اگر که خیمه ی ماتم شود چه باک؟!

تقویم عشق، دم به دم اش وقت روضه است
هر روز اگر که وقف محرم شود چه باک؟!

سید محمد مهدی شفیعی


 
ما را چه به غیر ها، پس از دیدن تو/ زهرا بشری موحد
ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: زهرا بشری موحد ، رباعی ، شعر عاشورایی ، شعر آیینی

کامل شده سیرها، پس از دیدن تو
ما را چه به غیر ها، پس از دیدن تو
 آیینه ای از ضریح شش گوشه شدند
چشمان زهیرها، پس از دیدن تو ...

زهرا بشری موحد

 

 


 
مردم شهر همه منتظر یک نفرند/ محسن جلالى فراهانى
ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: غزل ، شعر انتظار ، محسن جلالى فراهانى

کى به پایان برسد درد، خدا مى داند
ماه ساکن شود و سرد، خدا مى داند


در سکوت شب هر کوچه این شهر خراب
گم شود ناله شبگرد، خدا مى داند

مردم شهر همه منتظر یک نفرند
چه زمانى رسد این مرد، خدا مى داند

برگ ها طعمه بى غیرتى پاییزند
راز این مرثیه زرد خدا مى داند

خنده غنچه گلها به حقیقت زیباست
شاید این است رهاورد، خدا مى داند

 محسن جلالى فراهانى


 
از آمدنت ثواب تر شاید نیست/ مهدی نجفی
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: رباعی ، مهدی نجفی

از حال دلم خراب تر شاید نیست
از این گله بی جواب تر شاید نیست:
یلدای سیاه سرد سنگین سکوت،
از آمدنت ثواب تر شاید نیست

مهدی نجفی